معرفی سرکنسول
استانبول در یک نگاه

شهر استانبول در یک نگاه :

 

سيماي شهر استانبول
  
نگاهي تاريخي، جغرافيايي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و....
  
  
نام گذاري استانبول:
  
بزرگترين شهر و مهم ترين مرکز اقتصادي، بازرگاني، صنعتي، هنري، فرهنگي و جهانگردي ترکيه و مرکز استان بزرگ استانبول است. نخستين نامي که براي اين شهر آورده اند ليگوس است که در محلي که امروز به سراي بورنو معروف است قرار داشته است معروفترين نام قديمي اين شهر بيزانيتون است. همچنين نامهاي آنتونيا و آنتونيا از ديگر نامهايي است که از قديم باقي مانده در زمان کنستانتين اول امپراتور روم با انتخاب اين شهر به عنوان پايتخت به نام رم روم و رم جديد تبديل شد که واژه عربي روم نيز از اين عبارت گرفته شده است پس از درگذشت امپراتور کنستانتين به يادر او اين شهر را کنستانتينوپوليس و به اختصار کاسپولي و يا پوليس ناميدند عربها اين واژه را بصورت قسنطنيه و نام پيشين آن را *نطيه بکار بردند يونانيها با افزودن پيشوند استن به نام قديمي پوليس آن را استنپوليس (به معني در شهر و به شهر) ناميدند که به تدريج استمبلي، ستمبول، استدانبول و استانبول (اصطنبول)نوشته و خوانده شده است. نام ديگر اين شهر که در زمان فرمانروايي سلطان احمد سوم و سلطان سليم سوم بکار مي رفت اسلامبول بوده است. ترکها پس از فتح قسطنطنيه در 857 با تاريخ و نام اين شهر آشنا شدند و نخستين کسي که حکم استانبول را مجدد بکار برد علي بن عبدالرحمان در کتاب عجائب المخلوقات بود براي اين شهر القابي نيز بکار رفته که دارالسلطنه، در سعادت، آستانه سعادت، دارالسلام، دارالخلاقه، محميه و عبارات قرآني "بلده طيبه" و "آخرون" از آن جمله است که اين دو لقب اخير به جمع ابجدي ماده تاريخ فتح استانبول برابر 857 قمري است.
  
   موقعيت جغرافيايي و جايگاه کشوري استانبول
  
استان استانبول در دو شبه جزيره قوجاايلي در شرق و چاتالجا در غرب در دو سوي تنگه بسفر که درياي سياه در شمال و درياي مرمره را به وصل کرده و قاره هاي اروپا و آسيا را از همديگر جدا مي کند واقع شده است. اين استان در 28 درجه و 1 دقيقه تا 29 درجه و 55 دقيقه ط ول شرقي و 40 درجه و 28 دقيقه تا 41 درجه و 33 دقيقه عرض شمالي قرار دارد و ارتفاع متوسط آن از سطح دريا 120 متر است اين استان از شرق و شمال شرق به استان قوجاايلي که مرکز آن شهر ازميت است و از غرب به تکيرداغ از جنوب به استان بورسا و از سمت شمال و شمال غرب به درياي سياه و استان قرخلار ايلي محدود است و مساحت آن 5712 ک.م است بخشهاي اين استان به جز شهر يالووا در محدود شهر قرار دارد جزاير بيوک آدا، هيبه لي، کنالي و...) و محلات باکرکوي، بايرام پاشا، بشيکتاش، بيکوز، بي اوغلو، امين اونو، ايوب، فاتح، عثمان پاشا، کاديکوي، کارتال، چکمجه،پنديک، ساري ير، شيشلي، عمرانيه، اسکودار، زيتون بورنو، چاتالي، شيله، سامي، يشيل کوي، يشيل يورت، آتاکوي و... از محلات بزرگ و کوچک شهرند. شهر استانبول در دو مقياس کهن و استانبول بزرگ قابل بررسي است. اين شهر به 3 و يا 4 منطقه تقسيم ميشود که تنگه بسفر و خليج شاخ زرين آنها را از يکديگر جدا مي کند اين مناطق شامل استانبول اصيل يا کهن در محدوده خليج شاخ زرين در شمال، مرمره در جنوب و دهانه جنوبي بسفر و خليج از شرق و ديوارهاي شهر قديم استانبول و محله ايوب در غرب است منطقه دوم شامل بي اوغلو، پراوگالاتا در شمال خليج شاخ زرين، منطقه سوم اسکودار و محلات تابع آن در سمت آسيايي بسفر است و منطقه چهارم معروف به بغازيچي و محلات واقع در ساحل اروپايي و آسيايي بسفر مي باشد. طول استانبول بزرگ از چکمجه در غرب تا توزلا در شرق بيش از 50 کيلومتر و عرض آن از دهانه بسفر در مرمره تا دهانه آن در درياي سياه حدود 25 کيلومتر است در طرف خليج به وسيله دوپل به نامهاي گالاتا (2467 متر) و آتاتورک (2471 متر) و همچنين سواحل اروپايي و آسيايي استانبول نيز به وسيله دو پل بر روي تنگه بسفر به نامهاي پل بغاز به طول 1400 متر و پل سلطان محمد فاتح به طول * که اخيرا احداث شده به يکديگر مربوط مي شوند.
  
   آب وهواي استانبول

 

   آب و هواي استانبول را در چهارچوب شرايط اقليمي مشخصي نمي توان سنجيد. زيرا آب و هواي آن تحت تاثير شرايط اقليمي متغير قرار دارد و نقطه گذر ميان آب و هواي درياي سياه و مديترانه است در استانبول 3 نوع آب و هوا که تحت تاثير توده هاي هواي شمال و جنوب و توده هاي ساکن است ديده مي شود در اين ميان شرايط جوي که از جانب شمال منطقه را تحت تاثير قرار مي دهد عموميت دارد و شرايط اقليمي درياهاي مديترانه و سياه از يک سو و اقليم شبه جزيره هاي بالکان و آناتولي از سوي ديگر بر اين شهر تاثير دارند که ويژگي آب و هواي آن تابستانهاي گرم و زمستانهاي ملايم و پرباران است دماي متوسط سالانه 7/13 درجه سانتي گراد و ميزان باران متوسط سالانه 4/691 ميلي متر است. گرم ترين ماهها ژوئيه و اوت و سردترين آن ژانويه و فوريه است. نواحي بغاز در تابستانها خنک و ناحيه مرمره در زمستانها ملايم است.
  
  
جمعيت استانبول
  
استانبول در طول تاريخ پرجمعيت ترين و مهاجر پذيرترين شهر آسياي صغير بوه است. اولين سرشماري در اواخر قرن 14 قمري/اواخر 19 ميلادي در عصر سلطان عبدالحميد دوم آغاز شده برابر اين آمارگيري در 1878 ميلادي جمعيت آن 546/427 نفر بوده که از اين عده 62 درصد مسلمان، 22 درصد مسيحي ارتدوکس، 9 درصد ارمني گرگوري،6 درصد يهودي و 19 درصد از ديگراديان بوده است. نخستين سرشماري در دوره جمهوريت در 1927 صورت گرفت در 1990 جمعيت استانبول و حومه آن 7309190 نفر بوده است و در حال حاضر بنابر آخرين آمار رسمي اعلام شده مبني بر سرشماري سال 1997 جمعيت شهر 9000000 نفر بوده است. ليکن آمارهاي غيررسمي شمار جمعيت روز شهر را تا نفر نيز برآورد مي کنند که در شب ها شمار قابل توجهي از آن به حومه شهر مسافرت مي کنند.
  
   مناظر طبيعي
   استانبول از نظر برخورداري از چشم اندازها و مواهب طبيعي از کم نظيرترين نقاط ترکيه و حتي جهان است هواي مناسب موقعيت جغرافيايي ويژه و فراوان منابع آب به اين جاذبه افزوده است. اين مناظر و گردشگاههاي طبيعي در بخش آسيايي بيشتر در کرانه شرقي بسفر و تپه هاي مشرف به اين آب راه قرار دارد که بيکوز، پاشاباغچه، کاديکوي، اسکودار، چامليجا، آيدوس، يالووا و در بخش اروپايي که بيشتر در کرانه غربي بسفر قرار دارد بيوک دره، اميرگان، ببک، ساري ير، جنگلهاي موسوم به بلگراد، پارکهاي يلديز و گلخانه از جمله آنهاست همچنين جزاير دهگانه درياي مرمره که به جزاير پرنس نيز معروفند و بيوک آدا، کانال آدا و کوچوک آدا ازمعروف ترين آنهاست موقعيت طبيعي ويژه اي دارد اين جزاير و نيز آبگرم هاي منطقه ترمال يالووا در سالهاي اخير پذيرايي گردشگران بسياري بوده است.
  
  
حمل ونقل
  
استانبول محل تلاقي راههاي مهم زميني هوايي و دريايي است جاده ارتباطي اروپا - آسيا از استانبول مي گذرد و شهر از طريق راه آهن سرکه جي در بخش اروپايي از راه ادرنه به اروپا واز ايستگاه حيدرپاشا در بخش آسيايي به ايران، عراق و ديگر کشورها مربوط است استانبول يکي از بندرگاههاي مهم و بزرگ ترکيه است که از طريق درياترکيه را به ساير نقاط جهان مرتبط مي کند و روزانه صدها کشتي باربري، مسافربري از کرجي هاي کوچک تا اقيانوس پيماها از اسکله هاي متعدد اين بندرگاه به سراسر جهان گسيل مي شوند همچنين فرودگاه بزرگ بين المللي موسوم به آتاترک در منطقه يشيل کوي يکي از فرودگاههاي واقع در 23 کيلومتري شهر و فرودگاه صبيحه گوکچنSabiha Gukcen   (اولین زن خلبان جنگی) در بخش آسيايي که به پردازهاي داخلي اختصاص دارد ديگر فرودگاه شهر است که چندان شهرتي ندارد اين فرودگاه در منطقه کورت کوي قرار دارد.
  
   پيشينه تاريخي
  
 استانبول در کهن ترين دوران
  
  
کندوکاوهاي متعدد در ناحيه اي که شهر استانبول در آن بنا شده وجود زيستگاههايي مربوط به 100 هزار تا 35 هزار سال قبل از ميلاد را نشان مي دهد. کهن ترين اين اماکن مسکوني در محدوده کوچوک چکمه در 20 کيلومتري شهر شمال غرب استانبول بوده است. آثاري نيز در فکوت تپه پنديک و توزلا مربوط به 4 تا 3 هزار سال قبل از ميلاد بدست آمده است. اين آثار بيانگر استفاده ساکنان اين مناطق از ابزار کشاورزي و دريا بوده است. نخستين ساکنان استانبول مردمي از نژاد هندو اروپايي بودند که در شبه جزيره بالکان مي زيستند. در حدود 1200 قبل از ميلاد آنگاه که ايلوياييهاي اروپايي يونانيان را از مساکن خود راندند يونانيها به سوي آناتولي رهسپار شدند. گروهي از آنان از جمله تراکيها نخستين ساکنان استانبول سپس فريگيها و بي تينيها در استانبول و اطراف آن سکني گزيدند. از 750 تا 550 قبل از ميلاد سيل مهاجرت از سزمين اصلي يونان به سوي آناتولي ادامه داشت. کمبود زمين کشاورزي و امکانات از علل عمده مهاجرت بوده است. در اين ميان دوريها که سرزمين يونان را تحت سلطه خويش در آورده بودند، سياست توسعه اراضي به سوي آسيا را ادامه دادند. سپس مگارها از مردم يونان در جست و جوي سزمين جديد در 680 قبل از ميلاد کالسروان (کاديکوي امروزين) در بخش آسيايي را بنا کردند. چندي بعد گروهي ديگر از مگارها به رهبري بيزانس در 660 قبل از ميلاد هسته اوليه شهر استانبول را بر فراز تپه اي مشرف به درياي مرمره و خليج شاخ زرين (محل سلطان احمد و کاخ يوپگاپي سراي امروزين) پي افکندند.
  
 امپراتوري هخامنشي و فتح استانبول
  

  
کوروش فرمانرواي امپراتوري بزرگ هخامنشي که در سده 7 قبل از ميلاد ظهور کرده بود در 547 قبل از ميلاد بر کروسوس فرمانرواي ليدي چيره شد و بر آناتولي مسلط گرديد و ليدي که مرکز آن سارد بود يکي از بخش هاي ايران شد. در 513 قبل از ميلاد داريوش براي تصرف تراکيه و سکوب سکاها لشگر کشيد و از شوش تا کالسدوان تاخت و از روي پلي که آن زمان بر بسفر ساخته شده بود، گذشت. به فرمان داريوش بر کرانه بسفر دو ستون سنگي بر پا کردند. بر روي يکي از آنها به خط و زبان يونان و بر ديگري به خط سرياني نام اقوام گوناگوني که در اين لشگرکشي شرکت کردند و همه از اتباع داريوش بودند نوته شد. داريوش پس از آن وارد سرزمين تراکيه شد و شهرهاي آن را به اطاعت در آورد و اين استان که استانبول نيز جزو آن بود خراج گزار ايران شد و تراکيه شمالي منطقه بغازها يعني بسفرو داردانل و سواحل غربي درياي سياه به حاکميت ايران در آمد و تجارت يونانيها با مهاجرت نشين هاي آناتولي غربي دچار رکود شد، به اين سبب شورش هايي در 500 قبل از ميلاد عليه ايران به تحريک آريستاگوراس صورت گرفت.
  
آنان شهر سارد را آتش زدند اما سرانجام سرکوب شد و تمام نواحي بار ديگر به حاکميت ايران درآمد.
  
  استانبول در تسخير امپراتوريهاي يوناني
  
  
پس از درگيري هاي متعدد يونانيها براي تقويت بنيه دفاعي خود و تأمين استقلال و آزادي شهرهاي يوناني واقع در جزاير درياي اپه و آناتولي اتحاديه اي تشکيل دادند که مرکز آن در جزيره دلوس بود (اتحاديه دلوس) که رهبري آن با آتن بود توانست سواحل تراکيه را از ايرانيها پس گيرد و در حدود409-410  قبل از ميلاد اداره بسفروداردانل و کالسدوان به دست آتن ها افتاد. در 408 قبل از ميلاد آتن ها بيزانتيون و کالسدوان را محاصره کردند. در سالهاي 389 - 386 قبل از ميلاد جنگ ميان آتن و اسپارت در آناتولي و تراکيه بار ديگر شروع شد. فرمانده آتن ها از داردانل عبور و به استانبول آمد و اداره آنجا را بدست گرفت و حکومت اقليت را ساقط کرد. پس از تشکيل دولت مقدونيه فيليپ مقدوني استانبول را محاصره کرد. اما موفق به فتح آن نشد. يکي از سرداران اسکندر بيزانتيون را تصرف کرد. در دوره تسلط سرداران اسکندر بر متصرفات وي استانبول يکي از مراکز مهم تجاري محسوب شد. در 280 قبل از ميلاد در جريان مهاجرت گالاتها از شمال اروپا به جنوب شرقي آن گروهي نيز به بيزانتيون آمدند و شهر را غارت و مردم را به پرداخت ماليات مجبور کردند. بي تينيها در اين منطقه حکومتي بر پا کردند که تا 74 قبل از ميلاد که قلمرو آن به امپراتوري روم پيوست با استقلال تمام حکومت کردند.
  
  
استانبول و امپراتوري روم
  
دولت روم بيزانتيون را به عنوان دولت - شهر خودمختار شناخت و آنجا در برابر هجوم تراکياييها دفاع کرد. اما امپراتور روم در 72 ميلادي به خود مختاري آن پايان داد و آنجا را به ايالت بي تينيها - پونتوس ضميمه کرد. در 193 ميلادي امپراتور روم براي سرکوب يکي از فرماندهان رومي در شرق امپراتوري اقدام کرد و او را شکست داده و بيزانتيون را ويران کرد. اما پس از چند سال به درخواست پرش به تجديد بناي آن اجازه داد. در قرن سوم ميلادي گوتها به شبه جزيره بالکان و بيزانتيون حمله کردند. بحران سياسي اقتصادي بخش غربي با امپراتوري روم و گسترش حجم مبادلات بازرگانان در اين قرن موجب پيشرفت و گسترش شهر شد. دوره امپراتوري کنستانتين بيزانتيون، کالسدوان و اسکودار بر وي گردن نهادند و از رشد انتقال پايتخت از غرب به شرق امپراتوري روم باز تقويت شد. نخست نيکو مديا (ازميت امروزي) براي پايتختي در نظر گرفته شد. اما چون از نظر ارتباط دريايي و نظامي مناسب نبود، صرفنظر شد و سرانجام بيزانتيون با توجه به موقعيت ويژه آن به پايتختي برگزيده شد. روميها اين گزينش را الهام خداوندي دانستند. پس از آن فعاليت آباداني شهر آغاز شد. کنستانتين خود پياده در حالي که نيزه اي در دست داشت محدوده شهر را ترسيم کرد. محيط شهر جديد را در روزگار کنستانتين 16 ميل يوناني (14 ميل رومي) نوشته اند. کنستانتين از کارگران و صنعتگران کمک گرفت و فرمان داد در سراسر ممالک روم مدارس معماري تأسيس کنند. بعدها هنرمندان بسياري در آنها تربيت يافتند که قصرها و ديگر آثار هنري اين شهر را به وجود آوردند. سرانجام در 330 ميلادي شهر جديد که 4 برابر شهر قديم و جمعيت آن 200 هزار نفر بود با مراسم ويپه اي افتتاح و مرکز حکومت روم گرديد. به ياد بناي شهر جديد تنديس کنستانتين را از چوب زرنگار در حالي که صورتي از خداي نگاهبان را در دست داشت، ساختند و همه ساله آن را در سالروز تأسيس شهر با تشريفاتي خاص بر ارابه اي مي گذاشتند و به ميدان اسب دواني مي آوردند. (آت ميداني) وي از جا بر مي خاست و خاطره سلف خود را گرامي مي داشت. در مراسم گشايش شهر جديد به فرمان کنستانتين آن را روم جديد يا روم دوم ناميدند. پس از رسميت يافتن دين مسيح (ع) بر اهميت و اعتبار شهر افزوده شد و مهم ترين مرکز فرهنگي، هنري، سياسي و اقتصادي گرديد. پس از تجزيه روم در 395 ميلادي به دو بخش شرقي - غربي اين شهر مرکز امپراتوري روم شرقي (بيزانس) شد. در سده 5 ميلادي سيل مهاجرت اقوام گوناگون ادامه داشت. تئودوسيوس دوم براي جلوگيري از تخريب شهر و مقابله با آن اقدام امکانات دفاعي شهر را افزود و آنجا را با باروهاي جديد محصور کرد. در سده 6 ميلادي بيزانس صحنه رقابت و برخورد گروههاي مختلف مذهبي شد که به سبزها و آبيها شهرت داشتند.
  
اين شهر در دوره امپراتوري يوستي نيانوس (پوستي نين) در اوج ترقي در مرکز تارت اروپا و آسيا بود. در طول جنگهاي ايران و روم در دوره هراکليوس، خسرو پرويز که از فتوحات روميان نگران شده بود در 626 ميلادي سردار خود شاهين را به محاصره اين شهر مأمور کرد و توصيه کرد که با اتحاد با آوارها آنجا را تسخير کند، اما ايرانيها در اين محاصره موفق نشدند.
  
با ظهور اسلام و لشگرکشي هاي مسلمانان به روم عصر جديدي در تاريخ منطقه و نيز اين شهر که بعدها به قسطنطنيه ناميده شد پديد آمد.

وزارت امورخارجه | ساعات كار اداري و ایام تعطیل | سامانه امور کنسولی | تماس با ما | تذکرات مهم  | جستجو | گالری تصاویر